ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
112
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 13 مراتب فقر و ستايش آن دانستى كه بعضى از مراتب فقر به قناعت و بعضى به زهد و بعضى به بالاتر از آن ، يعنى رضا و استغناء ، باز مىگردد . و فضيلت اين مراتب آشكار است ، و اخبارى كه در فضيلت زهد و رضا و قناعت رسيده بر فضيلت مراتب مذكور فقر دلالت دارد . و امّا مرتبهء اول فقر كه متضمّن حرص است نسبت به غناى متضمّن حرص خالى از فضيلت نيست و اخبارى كه در ستايش فقر وارد شده با عموميّتى كه دارد شامل همهء مراتب فقر مىشود ، خداى سبحان مىفرمايد : « لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرينَ الَّذينَ اخْرِجُوا مِنْ ديارِهِمْ وَامْوالِهِمْ » 59 : 8 ( حشر ، 8 ) « براى مهاجران فقيرى كه از ديار و اموالشان رانده شدهاند » . و مىفرمايد : « لِلْفُقَراءٍ الَّذينَ احْصِرُوا في سَبيلِ الله . . . » 2 : 273 ( بقره ، 273 ) . « [ انفاق ] براى فقيرانى است كه در راه خدا از كار مانده شدهاند . . . » ( تا آخر آيه ) . خداى سبحان سياق كلام را به مدح فقر در آورده ، و توصيف آنان به فقر را بر توصيف ايشان به هجرت و احصار مقدّم داشته ، و اين خود دلالت آشكار بر ستايش فقر دارد [ 1 ] .
--> [ 1 ] محقق ( فيض ) در « احياء الاحياء » مىگويد : « دو آيهء مذكور دلالت بر مدح